Project Description
نیم نگاهی به اندیشه ها
زمانی که همسرم از کشوری که در آن کار می کرد
برگشت هنوز بی پول بودیم چون خیلی قرض داشت
و مجبور بود برای کار کردن مجدد خارج از شهر برود
و شب تا دیر وقت برگردد . یک شب یکی از دوستان
همسرم و زن وبچه هایش که چند سالی با آنها
دوستی داشتیم وسر مسایل مالی کمی بینمان شکر
آب بود رفت و آمد ها کمرنگ شده بود ولی …










